بی پرده...

بیا دعا کنیم آن اتفاق خوب بی افتد

بی پرده...

بیا دعا کنیم آن اتفاق خوب بی افتد

از سر بیکاری داشتم توو وبلاگ قبلیم گشت میزدم و مرورش میکردم که رسیدم به یک پست با یه مضمون کوتاه : 


ای مرد .... ای فریبِ مجسم 


هر چند فکر کردم یادم نیومد چرا اینو نوشتم ! چرا انقد غمگین و با دل پر اینو نوشتم ! 

چقد خوب  که چیزی به اسم فراموشی هست مگه نه ؟ چقد خوب  که یادم نیس چرا ! 

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۱
بانوی خیال

تغییر چیز عجیبیه گاهی وقتا جوری میاد و دچارت میکنه که نمی فهمی چیزی که بهش تبدیل شدی دقیقا چیزیه که چند سال پیش ازش گریزون  بودی .. که حتی آدمی رو بخاطر اون خصوصیت قضاوت کردی ، باهاش مخالفت کردی ، بهش توهین کردی و نهایتا از دستش دادی ! 

مگه نه رفیق ؟ توهم الان مثل منی ! فقط چندسال دیر جنبیدی! دیر تن دادی به تغییر ... و این "زمان" لعنتی .. این دیر تن دادن تو ما رو به این حال و روز انداخت .

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۱۲
بانوی خیال

بنظر من دوست داشتن یجور حس  خودخواهانه س ، بیاید قبول کنیم که ما اساساً آدم هارو بخاطر حسی که از خودمون پیششون داریم ممکنه دوست داشته باشیم ، بذارید واضح تر بگم ، شده در طی مکالمه با یک نفر حس کنید چقدر زشت هستید؟ یا چقدر بد هستید ؟ چقدر نا موفق و بی اراده اید ؟ ممکنه الان این فکر به ذهنتون بیاد که خب حتماً اون آدم زیبا بوده که شما حس کردید زشت هستید ، یا حتماً اون آدم موفق بوده که شما احساس یک نا موفق رو داشتید ‌و الی آخر ... اما اشتباه نکنید ! من منظورم یکجور حس حسادت و معمولا زود گذر نیس ! حرفم حرفه اون احساس عمیق و بُرّنده س که تا اعماق وجودتون نفوذ میکنه و بعضاً اثر زیادی رو حال و هوامون داره ، وقتی این مدل احساس ها سراغ ما میان به معنی این نیستند که ما از فقدان چیزی که در فرد مقابل ما هست رنج میبریم بلکه بخاطر طرز رفتاری هست که اون آدم با ما و اطرافیانش داره . برای مثال تصور کنید آدمی رو همیشه قدردان  هستش و وقتی باهاتون روبه رو میشه مدام از کارهای کوچیکی که براش میکنید قدر دانی میکنه و مدام تکرار میکنه که از محبت شما متشکره و تاکید میکنه که شما خیلی مهربونید ! اون زمان تمام بدن شما سرشار میشه از یک حس خالص و ناب و باعث میشه از خودتون راضی باشید و حتی بیشتر و بیشتر تلاش کنید و یا کسی که مدام بهتون یاد آوری کنه شما زیبایید شما پر تلاش و صبورید ، اون وقت تمام کائنات دست به دست میدن تا شما با تمام توان به تعریف های اون شخص از خودتون نزدیک تر بشید‌.. بله من فکر میکنم ما آدم هارو بابت حسی که باعث میشن نسبت به خودمون داشته باشیم دوست داریم نه بخاطر ویژگی های شخصی خودشون .

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۹
بانوی خیال

 

خوشا به حال رگ هایی که به قلب تو میرسند 

خوشا به حال کلماتی که در ذهن تو زیست میکنند

خوشا به حال بادی که پیرهنت را تکان میدهد 

خوشا به حال گندمی که به دهان تو میرسد

خوشا به حال اکسیژنی که در ریه های تو جاریست 

خوشا به حال درختی که زیرَش سایه میگیری 

خوشا به حال مقصدی که مسافرش تویی 

خوشا به حال گونه ی راستت که مژه ات بر آن فرود می آید

خوشا به حال آرزویی که تو میخواهی اش 

خوشا به حال آبی که تو مینوشی اش 

خوشا به حال خدا که خالق توست 

خوشا به حال کوچه ای که خانه ی تو آن جاست

.

.

.

خوشا به حال من ... که حسودِ توام 


۴ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۱۰
بانوی خیال

نفس ، کز گرم گاه سینه می آید برون

ابری شود تاریک ، چو دیوار ایستد در پیش چشمانت 

نفس کاین است ! پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟! 


#مهدی اخوان ثالث 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۱۹:۴۵
بانوی خیال

اگر تمام حق ها و اختیار ها را از انسان بگیرند و تنها یک حق باقی بماند .


حق داریم گریه کنیم برای تمام چیز هایی که خواستیم و نشد 

به دست نیاوردم و عمری نشد که از خیر خاطرشان بگذریم ...


پ.ن: بگذر زمن ای آشنا / عارف 🎶

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۵ ، ۱۳:۴۶
بانوی خیال
وقتی کسی را دوست دارید ، از خودتان چند سوال ساده بپرسید 

آیا من به این دوست داشتن آرامم؟
آیا این دوست داشتن باعث میشود بخواهم بهترین باشم ؟ 
آیا این علاقه صبور تر و با مدارا ترم کرده ؟
آیا شجاع تر و شاد تر شده ام ؟

اگر پاسخ شما "بله" است که خوشا به حال احوالتان ، الهی تمام نشود ، کم نشود ، خش دار و نا لطیف نشود این عشق ^__^

اما اگر "نه" ! راستش آنجاست که باید فکری به حال خودتان و آن دل بی جان بکنید ، عشق بی آرامش مثل خانه ی بی پنجره است ، مثل آب مرداب ، مثل آسمان بی ابر ! تمامش کنید آن زجر مستمر را ، میدانم درد دارد ، اما ... شما را به خدا تمامش کنید .
۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۱:۰۳
بانوی خیال

اگر مردن انتخابی بود ، اگر میشد در جایی در لحظه ای در صدایی در نوشته ای که میخواهی بمیری ، کجا میمردی؟

من باشم ، در نوشته ای اگر میتوانستم بمیرم ، لابه لای جمله های صابر ابر آنجا که از خوبی عشق میگوید , آنجا که از مبارکی علاقه میگوید ، آنجا میمردم .


در صدایی اگر میتوانستم بمیرم ، در خش صدای داریوش آنجا که میگوید " تماشا کن ، تماشا کن چه بی رحمانه زیبایی " یا در شوق و آرامش صدای صولتی آنجا که میخواند "اگه همخونه میخوای ، من ! اگه دیوونه میخوای ، من ! گل عاشق ، گل عاشق اگه گلخونه میخوای ، من ! بیا باشیم مال هم ، بیا باشیم مال هم "


در جایی اگر میتوانستم بمیرم ، وسط پیاده روی عصر های پاییز با دست های توی جیب و سرمای چسبیده روی پوست صورتم ، وقتی تند تند روی لبه ی جدول راه میرفتم و آواز میخواندم ، میمردم !


در کتابی اگر میتوانستم بمیرم ، لا به لای صفحه های مثنوی جان میدادم . " ما چاره ی عالمیم و بیچاره ی تو"


در ساعتی اگر میتوانستم بمیرم ، ساعت را کوک میکردم به وقت 6 عصر شهریور 


در بویی اگر میتوانستم بمیرم ، بوی نارنگی :) 🍊


اگر مرگی در راه است ، که بی شک هست ! کاش میشد اینطور با شکوه و پر اشتیاق مرد .

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۲
بانوی خیال

ببین عزیزم تنهایی بی جون نیس ، تنهایی غلیظه ، سیاهه ، داغه ! اگه حواستو جمع نکنی یهو میبینی که کوله ی پر بارش رو انداخته روی دوشش خندون خندون  پشت آیفون برات دست تکون میده و تو انگاری مجبوری که باز کنی درو براش . بعدش میاد خونه سر میخوره و میغلته و میره جا خوش میکنه توو تموم تار و پود زندگیت ، روی دستگیره ی در ، روی تموم گل هات ، روی پرده ها ، روی تک تک لباسات!  بعدش میشینه رو به روت برات غذا لقمه میگیره ، برات چای میریزه و قهقه میزنه ! ببین عزیزم اگه حواستو جمع نکنی یروزی میاد که دیگه مثل الان نمیتونی چشماتو ببندی و تصور کنی که اگه 100 میلیون برنده بشی باهاش چیکار میکنی ، دیگه بوی پیاز داغ مستت نمیکنه ، دیگه با رقص ظرف نمیشوری، دیگه گریه نمیکنی ! میفهمی ؟ این بدترین اتفاقه که دیگه گریه نکنی . ببین عزیزم هوای دلتو  بیشتر داشته باش خب ؟ بخندونش اون همیشه خش دار و ابری رو ، بذار جایی که میخواد باشه بذار پیش کسی که میخواد باشه ... نیاد روزی که بی دل شی جونم ... خدا نخواد ! آخ ...

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۳
بانوی خیال

چند وقته همش با خودم تکرار میکنم:

قرار نیس رفتن حالتو خوب کنه

قرار نیس درست ترین راه آسون ترین راه باشه

قرار نیس ... 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۳۲
بانوی خیال